برای اولین باردرتاریخ سینما ،ایران با فیلم "جدایی نادرازسیمین" ساخته اصغر فرهادی برنده جایزه اسکارشد.
فیلم سینمایی "جدایی نادرازسیمین" برنده جایزه بهترین فیلم خارجی زبان از مراسم سالیانه گلدن گلوب شد.اصغرفرهادی که با این فیلم تقریبا ازهیچ جشنواره ای دست خالی برنگشته بود،بامداد امروز موفق شد جایزه معتبر گلدن گلوب را نیز از آن خودکندتا یکی دیگراز قفسه های خالی تالار افتخارات سینمای ایران با این جایزه معتبر و ارزشمند پرشود.
جایزه گلدن گلوب توسط Hollywood Foreign Press Association یا انجمن مطبوعات خارجی هالیوود در ژانویه هرسال به بهترین تولیدات سینمایی وتلوزیونی اهدا می شود. این جایزه پس از جایزه اسکار مهمترین جایزه سینمایی امریکاست.
مراسم گلدن گلوب که امسال شصت ونهمین دوره خود راپشت سرگذاشت،ازمیان 5 فیلم آمریکایی و بوسنیاییزبان «در سرزمین خون و عسل» به کارگردانی آنجلینا جولی، «گلهای جنگ» ژانگ ییمو از چین، «پسری با دوچرخه» ساخته ژان پییر و لوک داردن از بلژیک ،فیلم اسپانیایی «پوستی که در آن زندگی میکنم» به کارگردانی پدرو آلمودوار و «جدایی نادر از سیمین»ساخته اصغر فرهادی، جایزه بهترین فیلم خارجیزبان خود را برای اولین بار به یک فیلم ایرانی اهداکرد. اصغر فرهادی که به همراه پیمان معادی برای دریافت این جایزه روی سن حاضر شد،پس از دریافت جایزه خود گفت: «وقتی به اینجا میآمدم داشتم فکر میکردم چه باید بگویم. از پدر و مادرم تشکر کنم، از همسر مهربانم، از فرزندانم، از گروهم، اما اینجا میخواهم از مردمم حرف بزنم. آنها واقعا مردمی صلحدوست هستند.»
با نگاهی به تاریخچه مراسم گلدن گلوب و اسکار می توان دریافت که برندگان جوایزگلدن گلوب همیشه یکی از شانسهای اصلی دریافت جایزه اسکار نیز بوده اند،اگرچه دربعضی موارد گلدن گلوب و اسکا ر جوایز خود را در یک بخش به افراد متفاوتی اهدا کرده اند، اما می شود آرزو داشت اصغر فرهادی و فیلمش شانس پررنگ کسب جوایز اسکار امسال باشد.
براین اساس در روزپنجشنبه ۲۴ آذر،ورکشاپ مجیدبرزگر(نویسنده وکارگردان فیلم تحسین شده فصل باران های موسمی) و مهدی بوستانی(نویسنده وکارگردان سینمای کوتاه) به همراه نقدو بررسی آثارمنتخب و همچنین ساعت ۳۰/۹صبح روز جمعه ۲۵ آذر،آیین اختتامیه جشنواره درسالن آمفی تاترنصراله مردانی اداره فرهنگ و ارشاداسلامی کازرون برگزار خواهد شد.
هيئت انتخاب جشنواره متشكل از آقايان عباس بياتي احمد اكبرپور و وحيد گلستان از ميان 96 اثر رسيده به دبير خانه جشنواره ،آثار زير را شايسته حضور در بخش مسابقه تشخيص دادند.
بخش آزاد :
1-انگارکسی آواز میخواند (مصیب حنایی) 2-سرد مانند زمستان (سهراب منتقی ) 3- باور (سیده لیلا حسینی ) 4- ماهی من (هاشم بیطرف )5- یاقوت (علیرضا اسدپور )6- کوچه هیچ (احسان پارسا)7- بیمار (برهان فهندژسعدی ) 8- تک گلدان تراس پائین (محمد داود عسکری )9- دوستی متفاوت (فرخنده بیضایی )10- افسانه تنهایان (نگین امین زاده )11- منفی01/1 0 خورشیدی (حسن زارع ) 12- لبخند کودکانه (عماد سلمانیان )13- توکا (سجاد ایمانی )14- درنا (عبدالکریم کشکولی قشقایی )15- دل به دریا زده (محمدداود عسکری )16- جلا (حمید علیزاده )17- حلقه( نواب محمودی) 18- اسیر زمین (محسن مقدم) 19- سه دقیقه تماس (نرگس خرقانی) 20- دزد بیگناه (عبدالکریم کشکولی قشقایی) 21- تمام عمر من همه عدو (عماد سلمانیان )22- شفا (علیرضا اسدپور )23- ساعت 59/23( علیرضا اسد پور) 24- حالا صدایم را گوش کن (نواب محمودی ) 25- تصویر( محمد بیضایی) 26- بیمارای تمشک (زینب حسینی ) 27- سایه سفید (نگار شاه کرمی)
بخش قهرمان من (دفاع مقدس )
1-نیت کردم به نام تو (مرجان رضایی ) 2- یک روز برفی( حسن زارع)3- حالا من گریه میکنم (آرزو مهبودی ) 4-قاب عکس (علیرضا اسد پور )5- کفش چرمی (علیرضا اسدپور ) 6- من قهرمان نیستم (عبدالکریم کشکولی قشقایی ) 7- تا انتهای حضور (غلامحسین قصاب کار ) 8- من مسافر )(شریف اسلامی ) 9- جا مانده (مریم حامدی )10- من نسرین هستم (رضا دانش پژو) 11- هدیه آسمانی (صادق شکیبایی نصب 12- دهقان فداکار (مسعود عالی محمودی )
-ضمنا در بخش بومی هیچ اثری به بخش مسابقه راه نیافت.
تاريخ برگزاري كارگاههاي آموزشي وهمچنين آيين اختتاميه به زودي اعلام خواهد شد.
باتوجه به تمیدید ۱۰ روزه ي مهلت ارسال آثار،جشنواره نیز با تاخير در آبانماه سال جاري برگزارخواهد گرديد.اسامي راه يافتگان به مرحله نهايي و تاريخ دقيق برگزاي جشنواره متعاقباً اعلام خواهد شد.

بخش هاي اصلي جشنواره:
جشنواره فيلم نامه نويسي بیشاپور در دو بخش اصلي برگزار مي گردد ؛
الف: بخش آزاد ب: " قهرمان من "
الف : آزاد ؛ در اين بخش تمامي فيلم نامه هاي با موضوع هاي مختلف مي توانند شركت نمايند .
ب : قهرمان من " ؛ عطر حضور ايثارگران ( شهدا ، جانبازان ، آرادگان و رزمندگان ) در جاي جاي شهر و ديار به مشام مي رسد. اين عزيزان توانسته اند در زندگي همه ما تاثير گذارند . اين بخش اختصاص دارد به نقاط عطفي كه در زنگر ما بوجود آورده اند .
بخش جنبي : اين بخش كه داراي نگاهي بومي در تمامي ابعاد و زمينه ها به شهرستان كازرون است ، پذيراي آثاري با اين مضمون خواهد بود.
* تبصره: آثار حاضر در بخش جنبي مي توانند تقاضاي داوري در يكي از دو عنوان اصلي جشنواره را نيز داشته باشند.
شرايط شركت كنندگان:
1-شركت همه افراد حقيقي و حقوقي در اين جشنواره آزاد است.
2-فيلمنامه ها مي توانند در قالب داستاني، مستند، پويانمايي و گونه هاي (ژانر) مختلف ارائه گردد.
3-هر نويسنده مي تواند با ارائه حداكثر سه اثر در جشنواره شركت نمايد مشروط به اينكه براي هر كدام از آنها فرم جداگانه اي تكميل نمايد.
4-فيلمنامه بايد با رعايت اصول ماشين نويسي با فونت 12 و حداكثر در 25 صفحه نوشته و روي يك طرف ارائه گردد.
5-ارسال فرم مشخصات نويسنده و يك قطعه عكس پرسنلي به همراه آثار الزامي است.
6-آثار ارسالي به هيچ عنوان عودت داده نخواهد شد مگر پس از پايان جشنواره.
7-دبيرخانه مي تواند از آثار راه يافته با ذكر نام نويسنده در انتشارات مربوط به خود استفاده نمايد.
8-به آثار برگزيده اي كه بيش از يك نويسنده داشته باشد تنها يك جايزه اهداء خواهد شد.
۹-اعضاي هيأت انتخاب و داوري آثار حق شركت در بخش هاي ياد شده را ندارند.
۱۰-به آثار پذيرفته شده گواهي شركت در جشنواره ارائه خواهد شد.
۱۱-آثار الزاماً مي بايست داراي خلاصه طرح (حداقل يك صفحه اي) باشد.
۱۲-آثار ارسالي مي بايست داراي طلق و شيرازه ياسيمي بوده و نام فيلمنامه و نويسنده در صفحه نخست و پاياني قيد و صفحات آن شماره گذاري شده باشد.
۱۳-آثار اقتباسي الزاماً مي بايست با ذكر منبع و خلاصه آن صورت گيرد.
۱۴-پس از ارسال اثر به هيچ عنوان امكان تغيير در مشخصات و يا محتوا و متن فيلمنامه و يا ارسال نسخه اصلاح شده وجود نخواهد داشت.
۱۵-ارسال آثار به منزله قبول مقررات است.
۱۶-تصميم گيري در خصوص موارد پيش بيني نشده به عهده كميته فني جشنواره خواهد شد.
جوايز
بخش ویژه:
مقام اول: ديپلم افتخار + تنديس جشنواره + جايزه نقدي
مقام دوم: ديپلم افتخار + جايزه نقدي
مقام سوم: ديپلم افتخار + جايزه نقدي
بخش " قهرمان من ":
مقام اول: ديپلم افتخار + تنديس جشنواره + جايزه نقدي
مقام دوم: ديپلم افتخار + جايزه نقدي
مقام سوم: ديپلم افتخار + جايزه نقدي
بخش جنبي (نگاه ويژه به شهرستان كازرون):
مقام اول: ديپلم افتخار + تنديس جشنواره + جايزه نقدي
مقام دوم: ديپلم افتخار + جايزه نقدي
مقام سوم: ديپلم افتخار + جايزه نقدي
نحوه ارسال آثار به دبيرخانه جشنواره:
- ارسال پستي
ارسال فرم شركت در جشنواره به همراه يك قطعه عكس فيلمنامه نويس و بهمراه سه نسخه كاغذي متن فيلمنامه
گاه شمار جشنواره:
1-ارسال آثار و فرم هاي شركت در جشنواره حداكثر تا 31/6/90
2-اختتاميه و اهداء جوايز روز دوشنبه 25/7/90 برگذاری کارگاه آموزشی 26/7/90
آدرس دبیرخانه :
3-استان فارس –شهرستان کازرون –اداره فرهنگ وارشاد اسلامی –خ قدمگاه مجتمع فرهنگی وهنری .امور هنری تلفن 2217767 0721 دور نگار 2225475
زيبا عنوان جديدترين ساخته آلخاندروگنزالس ايناريتو پس ازسالهاست، فيلمسازي كه پيش از اين با شيوه اي غير متعارف، فيلمهاي عشق سگي،21گرم و بابل راساخته است. در اين فيلم به دليل اختلافات بوجود آمده بين ايناريتو و آرياگا، ديگر نشاني از گيرموآرياگا (فيلمنامه نويس سه فيلم پيشين ايناريتو) و داستانهاي متقاطعش نيست،اما همچنان تلخي وسياهي دراين فيلم جريان دارد.
آخرين ساخته ايناريتو با محور قرار دادن درونمايه مرگ ونحوه رويارويي انسان با اين پديده،داستان خلافكاري به نام اوكسبال را روايت مي كند كه در آستانه پايان زندگي اش در تلاش براي سرو سامان دادن به اوضاع زندگي خود وخانواده اش است.خلافكاري كه البته با داشتن خصوصيات ويژه اي مثل توانايي برقراري ارتباط با افراد تازه درگذشته،توجه به حفظ اصول خانواده و تربيت فرزندانش،كمك به كارگرمهاجرغيرقانوني و...تصويري متفاوت از خلافكاران كليشه اي ارائه ميكند.
نگاه بدبينانه ايناريتو به دنيا،يك بارديگر از دريچه ي زيبا به معرض نمايش گذاشته مي شود.دنيايي كه در آن پول حرف اول را ميزند،خانواده ها در حال از هم پاشيده شدن هستند و براي بقا ميتوان انسانيت را زيرپا گذاشت.
ايناريتو براي نمايش حس سردي و يأس زندگي اوكسبال علاوه بر توجه خاص به طراحي صحنه،براستفاده از دوربين روي دست و قابهاي لرزان وهمچنين نورپردازي پركنتراست تاكيد مي ورزد.البته اين كنتراست در شخصيت پردازي اوكسبال نيز به خوبي قابل مشاهده است،خلافكاري كه عليرغم اينكه مسير زندگي اش اورا مجبوركرده كه به سمت كارهاي غير قانوني وخلاف روي بياورد اما در عين حال فردي اخلاقگرا باقي مانده است.
ايناريتو در ميان اين همه بدبيني وسياهي اما هنوز به نقطه اي روشن اعتقاد دارد و آن مرگ است.سكانس هاي ابتدا و انتهاي فيلم كه در برف اتفاق مي افتد و نشان دهنده زندگي پس از مرگ اوكسبال است،تنها سكانسهايي از فيلم هستند كه او را در حالت آرامش مي بينيم .نوع دكوپاژو طراحي صحنه اين سكانس همگي نشانه هايي از اميد را تداعي مي كنند.نشانه هايي نظير بارش آرام برف در كلوزآپ چهره اوكسبال و يا آرامشي كه در گفتگوي ميان او و پدرش وجود دارد.
زيبا بر خلاف فيلمهاي پيشين ايناريتو به شكل خطي و با حضور يك شخصيت اصلي روايت مي شود و به همين دليل بازيگري كه قرار است نقش شخصيت اصلي را بازي كند بايستي ازجنس خود فيلم باشد واصطلاحاً از آن بيرون نزند.
خاوير باردم 41 ساله با صورتي سرد و سنگي و نگاههاي نافذ و مضطرب بي شك بهترين انتخاب براي اين نقش است.باردم با رعايت دقيق ريزه كاري هاي نقش اوكسبال و درك درست از موقعيتهاي فيلم خود را درجريان فيلم حل مي كند و طعم تلخ فيلم را دوچندان مي كند.
ايناريتو با اين فيلم نشان مي دهد، دردنيايي كه همه براي پنهان كردن چهره زشت زندگي تلاش مي كنند ،مي تواند با جسارت پوسته ي اين زيبايي بشكافد و زشتیهای سطوح زيرين آن را به تصوير بكشد.
فيلمهاي فرهادي هميشه حكم يك آينه را داشته اند،آينه اي كه رو به روي جامعه گرفته مي شود تا بازتابندة خصوصيات اخلاقي و رفتاري انسانهاي جامعه اي همانند ايران باشد بدون اينكه دربارة خوب يا بد بودن آنها قضاوت كند.
او با طرح مسئله اي ساده مخاطب را وارد دنياي فيلمهايش مي كند و او را قدم به قدم با شخصيتهاي فيلم جلو مي برد اما در پايان آرام آرام دست او را رها مي كند و مخاطب را با دهها مسئلة بي جواب تنها مي گذارد، مي توان گفت كه فيلم هاي فرهادي تازه پس از تمام شدن آغاز مي شوند.
(جدايي نادر از سيمين) نيز در ادامة روند تكاملي فيلمسازي فرهادي با همين نگاه به نقطة عطف كارنامة او تبديل شده است. فرهادي در (جدايي نادر از سيمين).به مسئله قضاوت انسانها در مورد يكديگر توجه خاصي دارد،براي مثال به چند موقعيت در فيلم مي توان اشاره نمود.
- فيلم با سكانس دادگاهي آغاز مي شودكه سيمين قرار است از نادر جدا شود،در سكانس بعد شاهد هستيم كه سيمين در حال ترك خانه است ونادر با مشقت در حال انجام امور خانه است.اولين قضاوتي كه تا اينجا در ذهن تماشاچي شكل مي گيرد،مقصر بودن سيمين در اين كشمكش است.
- در سكانس ديگري از فيلم نادر به خانه باز مي گردد و با وضعيت خراب پدرو دستهاي بسته شدة او به تخت رو به رو مي گردد.اين سكانس نيز با بازگشت راضيه و درگيري لفظي و فيزيكي بين او ونادر به پايان ميرسد.در اينجا نيز تماشاچي تقصير را متوجه راضيه مي داند.
- در جايي از فيلم تماشاچي به قضاوت جديدي خواهد رسيد.سكانسي كه نادر براي دفاع از خود به اتهامات مطرح شده توسط راضيه وهمسرش پاسخ مي دهد. با توجه به گفته هاي هر دو طرف دعوي و اتفاقات رخ داده در سكانسهاي قبلي فبلم بيننده نادر را مقصر مي داند.
تا اينجا نادر شخصيتی مثبت و بی تقصیر به نظر مي رسد كه به علت پروسه اي كه مقصر اصلي آغاز آن ،دادخواست طلاق سيمين بوده دچار يك اشتباه گرديده و گرفتار شده است. اما از جايي كه سيمين براي بيرون آوردن نادر از زندان سند مي گذارد و براي گرفتن رضايت يك تنه به سراغ شوهرراضيه مي رود و براي برگشتن به زندگي مشترك علاقه و تمايل نشان مي دهد،و نادر با غرور خود اين پيشنهاد را نمي پذيرد، همچنين در جايي ديگر از فيلم او با گفتن دروغي بزرگ دختر نوجوان خود را در شرايطي قرارمي دهد كه او نيز تحت تاثر پدر به دروغ متوسل شود، آرام آرام جنبه هاي ديگري از شخصيت نادر آشكار مي شود.در اصل آن موقعيت ابتدايي فيلم كه سيمين مقصر اصلي اين جدايي به نظر مي رسد در روند فيلم جاي خو را به موقعيت پچيده تري مي دهد كه اينبار نادر مسبب آن است.
روايت فرهادي در (جدايي نادر از سيمين) به گونه اي است كه قسمتي از ماجرا حذف و مخطب در معرض بخشي از زندگي شخصيتهاي فيلم قرار مي گيرد و مخاطب اجازة قضاوت (خوب يا بد) در باره اين شخصيتها راپيدا مي كند.اتفاقي كه ما هر روز در برخورد با انسانهاي جامعه با آن روبه رو مي شويم.
اكثر پلانهاي فيلم در قاب هاي بسته و فضاهاي محدود مي گذرند و فيلمبرداي ونور پردازي فيلم به شدت فضاي خاكستري و مدرن جامة شهري امروز و محبوس شدن انسانها را در موقعيت هاي تكراري و روزمره را تداعي مي كند.
بازيگران در فيلمهاي فرهادي هميشه در جريان نقش و داستان فيلم حل مي شوند به گونه اي كه تصور بازي اين نقشها توسط بازيگر ديگري مشكل به نظر مي رسد.در اين فيلم نيز فرهادي از بازيگراني با سطوح مختلف تجربه استفاده كرده است اما نوع چينش و هدايت بازيگران نتيجه اي كاملا يكدست از جنس بازيها را بوجود آورده است.
نكته اي كه باعث مي شود فيلمهاي فرهادي اينچنين مورد توجه قرار گيرند جدا از اصول سبكي و تكنيكي، پرداختن او به موضوعات و اتفاقات كوچك و پيش پا افتاده ايست كه همة ما هر روز بدون كمترين توجه از كنارشان عبور مي كنيم و از تاثير اين اتفاقات كوچك در شكل گيري حواث آيندة زندگيمان غافليم. فرهادي اما با دقت و هوشمندي اين حوادث را مي بيند و تماشاچي خود را با رو به رو كردن با چنين موقعيتهايي به چالش مي كشد ، مهم اين است كه اين موقعيت ها بيش از اينكه ايراني باشند، انساني اند.
